[[{"content_id":70987,"content_number":0,"portal_id":120,"lang_id":"fa","content_title":"قهرمانانی که عاشقانه از میان ما رفتند","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"شعله های سرکش و خشمگین و سوزان را فرو می نشانی با دنیایی از دلهره. همه روز و شبت را با آتش، پنجه می افکنی تا هیچ خانواده ای، شبی را بی خانه پلک نبندد.\r\n\r\nپیشانی تو را می بوسم که خط های سرنوشت بسیاری از انسان ها به پیشانی تو گره خورده است.\r\n\r\nسرنوشت های سوخته را با ابرهای عشق، به بهار پیوند می زنی و هر کجا که قدم می گذاری، امید جوانه می زند.\r\n\r\nتو می توانی عشق و امید را از زیر انبوهی از خاکستر بیرون بکشی و آسمان آبی را به پنجره های دود گرفته نشان بدهی.\r\n\r\nدست های تو، نشانه آخرین ثانیه های ناامیدی اند و لبخندت، آغاز زندگی و شروعی دوباره است.\r\n\r\nتنها دشمنی که می شناسی، آتشی است که چشم به خاکستر کردن خانه امید دیگران دلبسته است.\r\n\r\nتو مهربان ترین آشنایی هستی که به یاری امیدهایی می شتابی که تا خاکستر شدن، زمانی بیش، فاصله ندارند.\r\n\r\nسرنوشت خانه های بزرگ به دست های کوچک تو گره خورده است. ثانیه ای نمی توان به شعله های سرکش آتش اندیشید؛ وقتی که نامی از تو نباشد.\r\n\r\nخوب می دانم که هیچ شبی، بی دلهره و اضطراب پشت سر نگذاشته ای. شب هایت را پاس می داری تا خواب شهر، به آرامش بگذرد. پشت پلک های تو آرامش جریان دارد. تو از هزاران فرشته نجات زمین این شهرهای دور و نزدیکی که من می شناسم.\r\n\r\nهمیشه باشی تا آتش، خاکسترنشین شود.","content_html":"<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">شعله های سرکش و خشمگین و سوزان را فرو می نشانی با دنیایی از دلهره<span dir=\"ltr\">. <\/span>همه روز و شبت را با آتش، پنجه می افکنی تا هیچ خانواده ای، شبی را بی خانه پلک نبندد<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیشانی تو را می بوسم که خط های سرنوشت بسیاری از انسان ها به پیشانی تو گره خورده است<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سرنوشت های سوخته را با ابرهای عشق، به بهار پیوند می زنی و هر کجا که قدم می گذاری، امید جوانه می زند<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تو می توانی عشق و امید را از زیر انبوهی از خاکستر بیرون بکشی و آسمان آبی را به پنجره های دود گرفته نشان بدهی<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">دست های تو، نشانه آخرین ثانیه های ناامیدی اند و لبخندت، آغاز زندگی و شروعی دوباره است<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تنها دشمنی که می شناسی، آتشی است که چشم به خاکستر کردن خانه امید دیگران دلبسته است<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تو مهربان ترین آشنایی هستی که به یاری امیدهایی می شتابی که تا خاکستر شدن، زمانی بیش، فاصله ندارند<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سرنوشت خانه های بزرگ به دست های کوچک تو گره خورده است. ثانیه ای نمی توان به شعله های سرکش آتش اندیشید؛ وقتی که نامی از تو نباشد<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خوب می دانم که هیچ شبی، بی دلهره و اضطراب پشت سر نگذاشته ای. شب هایت را پاس می داری تا خواب شهر، به آرامش بگذرد. پشت پلک های تو آرامش جریان دارد<span dir=\"ltr\">. <\/span>تو از هزاران فرشته نجات زمین این شهرهای دور و نزدیکی که من می شناسم<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">همیشه باشی تا آتش، خاکسترنشین شود<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2017-01-21 11:11:02","content_date_event":"2017-01-21 11:11:02","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2017-01-21 11:12:59","content_date_register":"2017-01-21 11:12:59","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":71,"eid":0,"attach_title":"قهرمانانی که عاشقانه از میان ما رفتند","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/120\/attach\/201701\/201332_2218533186_150_150.webp","300":".\/cache\/120\/attach\/201701\/201332_2218533186_225_225.webp","400":".\/cache\/120\/attach\/201701\/201332_2218533186_225_225.webp","600":".\/cache\/120\/attach\/201701\/201332_2218533186_225_225.webp","900":".\/cache\/120\/attach\/201701\/201332_2218533186_225_225.webp","1200":".\/cache\/120\/attach\/201701\/201332_2218533186_225_225.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2218533186,"files":{"original":{"url":".\/file\/120\/attach\/201701\/201332_2218533186.jpg","width":225,"height":225,"size":0}}}]}]]