[[{"content_id":28294,"content_number":0,"portal_id":120,"lang_id":"fa","content_title":"باز پنجره های ملکوت به بهانه ای دیگر وا می شود و عاشقانه می سراید: «أین الرجبیون...»\r\nحلول ماه عبادت، رجب، مبارک باد","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"صدای پای رجب\r\nصدای دیر آشنایی از آن سوی ملکوت می آید. صدای هلهله و شادی آسمانیان. صدای دعوت و بشارت.\r\nطنین آواز ملکوتیان است. پیغام دعوت آورده اند و تمام ذرّات هستی را به میهمانی می خوانند.\r\nصدای پا می آید.صدای پای مبارک نیایش و مناجات. صدای پای آمرزش و بخشش. پیداست که میهمانی برپاست. میهمانی ای از جنس نور و عشق و حضور.از جنس نوشدن.\r\nصدا می آید.صدای روح بخش و قدسی ماه رجب. صدای جوشش چشمه ی مهربانی ها و بخشش ها.چشمه ای گوارا و سفید، به پاکی و سفیدی دل های دست نخورده ی کودکی هایمان؛ دل های خط نخورده و بی تکلیف. چشمه ای شیرین، به شیرینی عسل خوش گوارای بندگی و عبودیّت.\r\nخوان گسترده ی رحمت الهی همه جا در برابر عالمیان گشوده شده است. همه ی ذرّات تشنه ی دیدارند. با حضور در چنین لحظه ها و دقایق نورانی، چگونه در غبار لحظه ها ساکن شویم و با بوی ماه رجب همراه نگردیم؟ چگونه این فرصت و این دم را غنیمت نشماریم؟\r\nاگر این ماه نبود، لحظه های خالی ذهنمان نجوای نمناک خدایی شدن را کم داشت.\r\n&nbsp;\r\n\r\nاگر این ماه نبود، در لابلای ورق های مات و زنگار گرفته ی روزمرّگی ها، گم می شدیم و در ویرانه های تن های خاکیمان می افسردیم.\r\nاگر ماه رجب نبود، شب ها سر بر شانه ی صبور که می گذاشتیم تا هق هق گم شدن هایمان را در تاریکی خودخواهی و خود بینی و خطاهای نابخشیده و زشتی درونمان را بر شانه ی مهربانش، نجوا کنیم.\r\nچه خوب که این ماه هست!چه خوب که ما میهمان این لحظه های ناب بندگی و حضوریم!\r\nاو، آن خدای پوزش پذیر، ما را به ضیافت خود خوانده. او معدن بخشایش و اقیانوس مهربانی است، بلکه بس بزرگ و وصف ناپذیر. ولی به دور از رسم میهمانی است که ما عذرتقصیر نخواسته، به درگاه مهربان و مهمان نوازش برویم.\r\nماه رجب، مجالی دوباره است تا از حصار تن هایمان بگریزیم. از سایه ی غفلت برون آییم و خویشتن خویش را دریابیم و با طرفه نسیم رحمت الهی، در کوچه های خطابخشی و مغفرت الهی، گام برداریم.\r\nریزش باران رحمت رجب، فرصتی است تا زمین گردآلود دلمان از عطر خدایی شدن، تر شود. فرصتی است تا در سحرهای بندگی و دل دادگی با خود و خدایمان خلوت کنیم. به دالان های تاریک ذهنمان سری بزنیم و غبار ندانستن ها و اشتباهاتمان را از درو دیوارش بزداییم و نوای &laquo;العفو،العفو&raquo; سردهیم و با او نجوا کنیم:\r\n&laquo;خدای خوب من!ای مهربان همیشگی!\r\nبه درگاه مهربانی و بخشش بی دریغت، پناه آورده ام.\r\nاز روزگار بودن ها و دویدن ها، دل سیرم.\r\nبه سوی تو ای جاودان دیروز و هرروز،روی آورده ام تا دستم را بگیری و از سر لطف و مهربانی بفشاری.\r\nهفته ها و ماه هاست که کسی از سر مهر و به گرمی، آنها را در دستانش نگرفته؛ ای مهربان! دستانم، گرمای لطف و مهربانی تورا کم دارند.\r\nچشمانم کم سو شده اند. نور حضور تو را کم دارند. از گردیدن در چشم خانه ی تن، به ستوه آمده اند. تا کی بی تو بودن و بی تو دم برآوردن!\r\nاز غیر تو سیرم و به تو تشنه! چه گواراست چشمه ی مهربانیت! جرعه ای ننوشیده حلاوت شیرین و گوارایش جانم را تازه گردانیده!ولی من به خود چه بد کرده ام و چه ستمکار بوده ام نسبت به خود! و چه فراموشکار نسبت به مهربانی تو!چگونه سال ها در کنارم بودی و من تو را ندیدم؟\r\nببخش!ببخش!مرا ببخش!\r\nعذر تقصیر آورده ام.نادان بودم و ستمکار. اکنون به امید لطف تو به درگاهت آمده ام.\r\nچقدر تو مهربانی و من گستاخ! مهربانی تو مرا این چنین گستاخ و بی پروا ساخته.\r\nببخش!ببخش!مرا ببخش!\r\nطفلی خطاکارم. به غیر از درگاه تو جایی نمی شناسم.آیا مرا می رانی و جایم نمی دهی؟ آیا مرا به ناکجاهای نامهربانی و غربت تبعیدم می کنی؟ تو صاحب اختیاری؟ولی لطف و کرم تو بسیار.عذر تقصیر مرا بپذیر.گرچه تا کنون بسیارعهدها شکسته ام و نافرمانی ها کرده ام، ولی باز هم جز آستان تو بارگاه امنی نمی شناسم. جایی را نمی دانم که به آن پناه ببرم. در کوچه های غربت و تنهایی رهایم مکن!\r\nمن همان کودک دیروزم که از جای های بیگانه و غریب می هراسم. من همان کودک دیروزم که تنهایی مرا به گریه وامی دارد. تن خاکی ام بزرگ شده ولی دل کوچک و ساده ام کودکی بیش نیست. به این بیگانه، به این از همه جا رانده شده پناه ده ای مهربان! پناه ده، ای مهربان!پناهم ده، ای مهربان!","content_html":"<p>صدای پای رجب<br \/>\nصدای دیر آشنایی از آن سوی ملکوت می آید. صدای هلهله و شادی آسمانیان. صدای دعوت و بشارت.<br \/>\nطنین آواز ملکوتیان است. پیغام دعوت آورده اند و تمام ذرّات هستی را به میهمانی می خوانند.<br \/>\nصدای پا می آید.صدای پای مبارک نیایش و مناجات. صدای پای آمرزش و بخشش. پیداست که میهمانی برپاست. میهمانی ای از جنس نور و عشق و حضور.از جنس نوشدن.<br \/>\nصدا می آید.صدای روح بخش و قدسی ماه رجب. صدای جوشش چشمه ی مهربانی ها و بخشش ها.چشمه ای گوارا و سفید، به پاکی و سفیدی دل های دست نخورده ی کودکی هایمان؛ دل های خط نخورده و بی تکلیف. چشمه ای شیرین، به شیرینی عسل خوش گوارای بندگی و عبودیّت.<br \/>\nخوان گسترده ی رحمت الهی همه جا در برابر عالمیان گشوده شده است. همه ی ذرّات تشنه ی دیدارند. با حضور در چنین لحظه ها و دقایق نورانی، چگونه در غبار لحظه ها ساکن شویم و با بوی ماه رجب همراه نگردیم؟ چگونه این فرصت و این دم را غنیمت نشماریم؟<br \/>\nاگر این ماه نبود، لحظه های خالی ذهنمان نجوای نمناک خدایی شدن را کم داشت.<br \/>\n <\/p>\n\n<p>اگر این ماه نبود، در لابلای ورق های مات و زنگار گرفته ی روزمرّگی ها، گم می شدیم و در ویرانه های تن های خاکیمان می افسردیم.<br \/>\nاگر ماه رجب نبود، شب ها سر بر شانه ی صبور که می گذاشتیم تا هق هق گم شدن هایمان را در تاریکی خودخواهی و خود بینی و خطاهای نابخشیده و زشتی درونمان را بر شانه ی مهربانش، نجوا کنیم.<br \/>\nچه خوب که این ماه هست!چه خوب که ما میهمان این لحظه های ناب بندگی و حضوریم!<br \/>\nاو، آن خدای پوزش پذیر، ما را به ضیافت خود خوانده. او معدن بخشایش و اقیانوس مهربانی است، بلکه بس بزرگ و وصف ناپذیر. ولی به دور از رسم میهمانی است که ما عذرتقصیر نخواسته، به درگاه مهربان و مهمان نوازش برویم.<br \/>\nماه رجب، مجالی دوباره است تا از حصار تن هایمان بگریزیم. از سایه ی غفلت برون آییم و خویشتن خویش را دریابیم و با طرفه نسیم رحمت الهی، در کوچه های خطابخشی و مغفرت الهی، گام برداریم.<br \/>\nریزش باران رحمت رجب، فرصتی است تا زمین گردآلود دلمان از عطر خدایی شدن، تر شود. فرصتی است تا در سحرهای بندگی و دل دادگی با خود و خدایمان خلوت کنیم. به دالان های تاریک ذهنمان سری بزنیم و غبار ندانستن ها و اشتباهاتمان را از درو دیوارش بزداییم و نوای «العفو،العفو» سردهیم و با او نجوا کنیم:<br \/>\n«خدای خوب من!ای مهربان همیشگی!<br \/>\nبه درگاه مهربانی و بخشش بی دریغت، پناه آورده ام.<br \/>\nاز روزگار بودن ها و دویدن ها، دل سیرم.<br \/>\nبه سوی تو ای جاودان دیروز و هرروز،روی آورده ام تا دستم را بگیری و از سر لطف و مهربانی بفشاری.<br \/>\nهفته ها و ماه هاست که کسی از سر مهر و به گرمی، آنها را در دستانش نگرفته؛ ای مهربان! دستانم، گرمای لطف و مهربانی تورا کم دارند.<br \/>\nچشمانم کم سو شده اند. نور حضور تو را کم دارند. از گردیدن در چشم خانه ی تن، به ستوه آمده اند. تا کی بی تو بودن و بی تو دم برآوردن!<br \/>\nاز غیر تو سیرم و به تو تشنه! چه گواراست چشمه ی مهربانیت! جرعه ای ننوشیده حلاوت شیرین و گوارایش جانم را تازه گردانیده!ولی من به خود چه بد کرده ام و چه ستمکار بوده ام نسبت به خود! و چه فراموشکار نسبت به مهربانی تو!چگونه سال ها در کنارم بودی و من تو را ندیدم؟<br \/>\nببخش!ببخش!مرا ببخش!<br \/>\nعذر تقصیر آورده ام.نادان بودم و ستمکار. اکنون به امید لطف تو به درگاهت آمده ام.<br \/>\nچقدر تو مهربانی و من گستاخ! مهربانی تو مرا این چنین گستاخ و بی پروا ساخته.<br \/>\nببخش!ببخش!مرا ببخش!<br \/>\nطفلی خطاکارم. به غیر از درگاه تو جایی نمی شناسم.آیا مرا می رانی و جایم نمی دهی؟ آیا مرا به ناکجاهای نامهربانی و غربت تبعیدم می کنی؟ تو صاحب اختیاری؟ولی لطف و کرم تو بسیار.عذر تقصیر مرا بپذیر.گرچه تا کنون بسیارعهدها شکسته ام و نافرمانی ها کرده ام، ولی باز هم جز آستان تو بارگاه امنی نمی شناسم. جایی را نمی دانم که به آن پناه ببرم. در کوچه های غربت و تنهایی رهایم مکن!<br \/>\nمن همان کودک دیروزم که از جای های بیگانه و غریب می هراسم. من همان کودک دیروزم که تنهایی مرا به گریه وامی دارد. تن خاکی ام بزرگ شده ولی دل کوچک و ساده ام کودکی بیش نیست. به این بیگانه، به این از همه جا رانده شده پناه ده ای مهربان! پناه ده، ای مهربان!پناهم ده، ای مهربان!<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2015-04-20 12:53:06","content_date_event":"2015-04-20 12:53:06","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2015-05-04 11:11:38","content_date_register":"2015-04-20 12:54:06","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":0,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":71,"eid":71,"attach_title":"باز پنجره های ملکوت به بهانه ای دیگر وا می شود و عاشقانه می سراید: «أین الرجبیون...»\r\nحلول ماه عبادت، رجب، مبارک باد","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_150_107.webp","300":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_300_214.webp","400":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_400_285.webp","600":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_600_428.webp","900":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_720_513.webp","1200":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_720_513.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3920184610,"files":{"original":{"url":".\/file\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610.jpg","width":720,"height":513,"size":0}}}],"images":[{"id":75618,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_150_107.webp","300":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_300_214.webp","400":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_400_285.webp","600":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_600_428.webp","900":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_720_513.webp","1200":".\/cache\/120\/attach\/201504\/75618_3920184610_720_513.webp"},"file_size":95379,"width":720,"height":513,"show_title":1,"title":"باز پنجره های ملکوت به بهانه ای دیگر وا می شود و عاشقانه می سراید: «أین الرجبیون...»\r\nحلول ماه عبادت، رجب، مبارک باد","priority":0},{"id":78326,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/120\/attach\/201505\/78326_2534869184.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/120\/attach\/201505\/78326_2534869184_150_150.webp","300":".\/cache\/120\/attach\/201505\/78326_2534869184_300_300.webp","400":".\/cache\/120\/attach\/201505\/78326_2534869184_400_400.webp","600":".\/cache\/120\/attach\/201505\/78326_2534869184_400_400.webp","900":".\/cache\/120\/attach\/201505\/78326_2534869184_400_400.webp","1200":".\/cache\/120\/attach\/201505\/78326_2534869184_400_400.webp"},"file_size":92082,"width":400,"height":400,"show_title":1,"title":"صدای پای رجب","priority":1}]}]]