[[{"content_id":18905,"content_number":0,"portal_id":120,"lang_id":"fa","content_title":"قلبها برای آرامش\r\nدستها برای حک کردن عشق بر روی سینه\r\nعقل در انتظار جنون\r\nنفس ها به شماره افتاده\r\nآری \"محرم\" آمده . . .\r\nآغاز محرم و ایام سوگواری حسینی تسلیت باد","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"عزاداری، احیاء خط خون و شهادت، و رساندن صدای مظلومیت آل علی به گوش تاریخ است.\r\n\r\n&laquo;اشک&raquo;، زبانِ دل است و &laquo;گریه&raquo;، فریاد عصر مظلومیّت.\r\n\r\nرسالت &laquo;اشک&raquo;، پاسداری از &laquo;خون شهید&raquo; است.\r\n\r\nعزاداران حسینی، پروانگانی شیفته نورند که شمع محفل آرای خویش را یافته و از شعله شمع، پیراهنِ عشق پوشیده اند و آماده جان باختن و پرسوختن و فدا شدن اند.\r\n\r\nعزاداری برای شهید کربلا، انتقال &laquo;فرهنگ شهادت&raquo; به نسلهای آینده است.\r\n\r\nعزاداری، شور و عاطفه را از شعور و شناخت، بر خوردار می سازد و ایمان را در ذهن جامعه هوادار، زنده نگه می دارد.\r\n\r\nعمیقترین پیوندها میان عقل و عشق و عاطفه و برهان، در سایه عزاداری برای عاشورا شکل می گیرد.\r\n\r\n&laquo;منا&raquo; یک قربانگاه بود، و... &laquo;کربلا&raquo;، قربانگاهی دیگر تنها هاجر و ابراهیم نبودند که &laquo;اسماعیل&raquo; را به &laquo;مذبح&raquo; آوردند، محمد و علی و فاطمه(ع) نیز &laquo;حسین&raquo; را به قربانگاه عشق فرستادند.\r\n\r\nبرای رسیدن به کربلا، باید اراده ای آهنین، قلبی شجاع و عشقی سوزان داشت و در این سفر، باید رهتوشه ای از صبر و یقین، پاپوشی از توکّل، سلاحی از &laquo;ایمان&raquo; و مَرکبی از &laquo;جان&raquo; داشت، تا به منزل رسید، چرا که راه کربلا، از &laquo;صحرای عشق&raquo; و &laquo;میدان فداکاری&raquo; و پیچ و خم خوف و خطر می گذرد.\r\n\r\nزائر حسین(ع) باید تمثیلی از شداید و رنجها و سوز و گدازها و خوف و عطشها را در خویش پدید آورد و کربلایش &laquo;کرب&raquo; و &laquo;بلا&raquo; باشد.\r\n\r\nدانشگاه کربلا باز است و شاگرد می پذیرد، از هر جا که باشد، هرکه باشد...\r\n\r\nمحرّم، فروردین جانهاست و بهار ایمانهای سست شده و طراوت اندیشه های مرده و افسرده و خوابیده، و شکوفایی غنچه های بسته بیداری و آگاهی و ایثار و فداکاری است.\r\n\r\nمحرّم، وجدان همیشه بیدار تاریخ، و گلوی هماره فریادگر زمان است.\r\n\r\nمحرّم، ماه پاسداری از حرمت انسان است.\r\n\r\nمحرّم، حریم ایمان و حصار قرآن است.\r\n\r\nمحرّم، اهرم حرکت دهنده انسانها و پدیدآورنده شورشهای شیعی و نهضتهای علوی و قیامهای مکتبی است.\r\n\r\nحسین(ع) پیامهای شفابخشش را، همه ساله بر بالهای سرخ شهادت می نویسد و پیکهای رهایی را بر موجهای محرّم و عاشورا سوار می کند.\r\n\r\nکلاسهای کربلا که در همه جاست حتی بدون یک روز تعطیلی، به من و تو و به همه آنانکه به نجات &laquo;انسان&raquo; می اندیشند، می آموزد. چرا که : هر روز عاشوراست و هر جا کربلاا\r\n\r\n&laquo;غدیر علی&raquo;، &laquo;حرای محمّد&raquo; است، در جلوه ای پس از بیست و سه سال.\r\n\r\n&laquo;عاشورای حسین&raquo;، دادخواهی غدیر علی(ع) است، پس از نیم قرن مظلومیّتِ حقّ.\r\n\r\n&laquo;عاشورا&raquo;، سقّای تشنه کامانِ عزّت است،عاشورا، انفجاری از نور و تابشی از حق بود که بر &laquo;طور&raquo; اندیشه ها تجلی کرد و &laquo;موسی خواهان&raquo; گرفتار در &laquo;تیهِ&raquo; ظلمت را از سرگردانی نجات بخشید.\r\n\r\nعاشورا درخششی بود که در دل دشمن، ترس ریخت و در دل دوست، امید آفرید و مردگان را بیدار ساخت و غافلان را به هوش آورد و &laquo;شب&raquo; را تا پشت دروازه های شهر شرک و قلعه نفاق، تاراند.\r\n\r\nگرچه در آن نمیروز سرخ، در آن صحرای آتشگون، در آن کربلای &laquo;آزمایش&raquo;، قیام قیامت در خون نشست، ولی فریاد رسایت در عمق زمان برخاست.\r\n\r\nای حسین!... گرچه در آن &laquo;نینوا&raquo; نای حقیقت گوی تو را بریدند، امّا ... نوای &laquo;حق، حقِ&raquo; تو در تاریخ، همچنان ماندگار شد و جاودانه ماند.\r\n\r\nای حسین! کربلای تو، انقلاب آموز و انسان ساز نسلها و قرنها و سرزمینها بود و عاشورای تو، بارور سازنده لحظه ها و روزها و سالها.\r\n\r\nحسین(ع) مرگ را &laquo;پل عبور&raquo; به آخرت می دانست و &laquo;بقا&raquo; را در &laquo;فنا&raquo; می جست و &laquo;پیروزی&raquo; را در &laquo;شکست&raquo;! &laquo;زندگی&raquo; را در &laquo;مرگ&raquo; می دید و &laquo;ماندن&raquo; را در &laquo;رفتن&raquo; و &laquo;حضور&raquo; را در &laquo;غیبت&raquo; می شناخت و &laquo;شهادت&raquo; را حضور جاودانه در تاریخ می دانست و مرگ را برای فرزندان آدم، همچون گلوبندی زیبا برسینه دختری جوان، شایسته می دید.\r\n\r\nحسین(ع) شناگر دریای خون بود و رهپوی وادی عشق. و در قربانگاه خود، در آخرین لحظات نیز، سرود توحید و رضا خواند.\r\n\r\nحسین(ع)، کربلایی نیست، جهانی است.\r\n\r\nحسین(ع)، هم &laquo;راه&raquo; است و هم &laquo;راهنما&raquo;. هم کاروان است و هم قافله سالار.\r\n\r\nحسین(ع)، کشتی نجات و مشعل هدایت است.\r\n\r\nهنوز هم بشریّت، تشنه درسهای &laquo;مکتب عاشورا&raquo;ست، مکتبی که الفبای آن، فداکاری، جانبازی، خلوص و خدامحوری است.\r\n\r\nحسین(ع)، چشمه ای از حقیقت و حرّیت است که تا ابد کام تشنگان آزادی را سیراب می سازد.","content_html":"<p>عزاداری، احیاء خط خون و شهادت، و رساندن صدای مظلومیت آل علی به گوش تاریخ است.<\/p>\n\n<p>«اشک»، زبانِ دل است و «گریه»، فریاد عصر مظلومیّت.<\/p>\n\n<p><strong>رسالت «اشک»، پاسداری از «خون شهید» است.<\/strong><\/p>\n\n<p>عزاداران حسینی، پروانگانی شیفته نورند که شمع محفل آرای خویش را یافته و از شعله شمع، پیراهنِ عشق پوشیده اند و آماده جان باختن و پرسوختن و فدا شدن اند.<\/p>\n\n<p>عزاداری برای شهید کربلا، انتقال «فرهنگ شهادت» به نسلهای آینده است.<\/p>\n\n<p>عزاداری، شور و عاطفه را از شعور و شناخت، بر خوردار می سازد و ایمان را در ذهن جامعه هوادار، زنده نگه می دارد.<\/p>\n\n<p>عمیقترین پیوندها میان عقل و عشق و عاطفه و برهان، در سایه عزاداری برای عاشورا شکل می گیرد.<\/p>\n\n<p>«منا» یک قربانگاه بود، و... «کربلا»، قربانگاهی دیگر تنها هاجر و ابراهیم نبودند که «اسماعیل» را به «مذبح» آوردند، محمد و علی و فاطمه(ع) نیز «حسین» را به قربانگاه عشق فرستادند.<\/p>\n\n<p>برای رسیدن به کربلا، باید اراده ای آهنین، قلبی شجاع و عشقی سوزان داشت و در این سفر، باید رهتوشه ای از صبر و یقین، پاپوشی از توکّل، سلاحی از «ایمان» و مَرکبی از «جان» داشت، تا به منزل رسید، چرا که راه کربلا، از «صحرای عشق» و «میدان فداکاری» و پیچ و خم خوف و خطر می گذرد.<\/p>\n\n<p>زائر حسین(ع) باید تمثیلی از شداید و رنجها و سوز و گدازها و خوف و عطشها را در خویش پدید آورد و کربلایش «کرب» و «بلا» باشد.<\/p>\n\n<p>دانشگاه کربلا باز است و شاگرد می پذیرد، از هر جا که باشد، هرکه باشد...<\/p>\n\n<p>محرّم، فروردین جانهاست و بهار ایمانهای سست شده و طراوت اندیشه های مرده و افسرده و خوابیده، و شکوفایی غنچه های بسته بیداری و آگاهی و ایثار و فداکاری است.<\/p>\n\n<p>محرّم، وجدان همیشه بیدار تاریخ، و گلوی هماره فریادگر زمان است.<\/p>\n\n<p><strong>محرّم، ماه پاسداری از حرمت انسان است.<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>محرّم، حریم ایمان و حصار قرآن است.<\/strong><\/p>\n\n<p>محرّم، اهرم حرکت دهنده انسانها و پدیدآورنده شورشهای شیعی و نهضتهای علوی و قیامهای مکتبی است.<\/p>\n\n<p>حسین(ع) پیامهای شفابخشش را، همه ساله بر بالهای سرخ شهادت می نویسد و پیکهای رهایی را بر موجهای محرّم و عاشورا سوار می کند.<\/p>\n\n<p>کلاسهای کربلا که در همه جاست حتی بدون یک روز تعطیلی، به من و تو و به همه آنانکه به نجات «انسان» می اندیشند، می آموزد. چرا که : هر روز عاشوراست و هر جا کربلاا<\/p>\n\n<p>«غدیر علی»، «حرای محمّد» است، در جلوه ای پس از بیست و سه سال.<\/p>\n\n<p>«عاشورای حسین»، دادخواهی غدیر علی(ع) است، پس از نیم قرن مظلومیّتِ حقّ.<\/p>\n\n<p>«عاشورا»، سقّای تشنه کامانِ عزّت است،عاشورا، انفجاری از نور و تابشی از حق بود که بر «طور» اندیشه ها تجلی کرد و «موسی خواهان» گرفتار در «تیهِ» ظلمت را از سرگردانی نجات بخشید.<\/p>\n\n<p>عاشورا درخششی بود که در دل دشمن، ترس ریخت و در دل دوست، امید آفرید و مردگان را بیدار ساخت و غافلان را به هوش آورد و «شب» را تا پشت دروازه های شهر شرک و قلعه نفاق، تاراند.<\/p>\n\n<p>گرچه در آن نمیروز سرخ، در آن صحرای آتشگون، در آن کربلای «آزمایش»، قیام قیامت در خون نشست، ولی فریاد رسایت در عمق زمان برخاست.<\/p>\n\n<p>ای حسین!... گرچه در آن «نینوا» نای حقیقت گوی تو را بریدند، امّا ... نوای «حق، حقِ» تو در تاریخ، همچنان ماندگار شد و جاودانه ماند.<\/p>\n\n<p>ای حسین! کربلای تو، انقلاب آموز و انسان ساز نسلها و قرنها و سرزمینها بود و عاشورای تو، بارور سازنده لحظه ها و روزها و سالها.<\/p>\n\n<p>حسین(ع) مرگ را «پل عبور» به آخرت می دانست و «بقا» را در «فنا» می جست و «پیروزی» را در «شکست»! «زندگی» را در «مرگ» می دید و «ماندن» را در «رفتن» و «حضور» را در «غیبت» می شناخت و «شهادت» را حضور جاودانه در تاریخ می دانست و مرگ را برای فرزندان آدم، همچون گلوبندی زیبا برسینه دختری جوان، شایسته می دید.<\/p>\n\n<p>حسین(ع) شناگر دریای خون بود و رهپوی وادی عشق. و در قربانگاه خود، در آخرین لحظات نیز، سرود توحید و رضا خواند.<\/p>\n\n<p><strong>حسین(ع)، کربلایی نیست، جهانی است.<\/strong><\/p>\n\n<p>حسین(ع)، هم «راه» است و هم «راهنما». هم کاروان است و هم قافله سالار.<\/p>\n\n<p><strong>حسین(ع)، کشتی نجات و مشعل هدایت است.<\/strong><\/p>\n\n<p>هنوز هم بشریّت، تشنه درسهای «مکتب عاشورا»ست، مکتبی که الفبای آن، فداکاری، جانبازی، خلوص و خدامحوری است.<\/p>\n\n<p>حسین(ع)، چشمه ای از حقیقت و حرّیت است که تا ابد کام تشنگان آزادی را سیراب می سازد.<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2014-10-27 09:09:52","content_date_event":"2014-10-27 09:09:52","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2014-10-27 09:11:50","content_date_register":"2014-10-27 09:11:50","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":0,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":71,"eid":0,"attach_title":"قلبها برای آرامش\r\nدستها برای حک کردن عشق بر روی سینه\r\nعقل در انتظار جنون\r\nنفس ها به شماره افتاده\r\nآری \"محرم\" آمده . . .\r\nآغاز محرم و ایام سوگواری حسینی تسلیت باد","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/120\/attach\/201410\/48162_2159527530_150_113.webp","300":".\/cache\/120\/attach\/201410\/48162_2159527530_300_225.webp","400":".\/cache\/120\/attach\/201410\/48162_2159527530_400_300.webp","600":".\/cache\/120\/attach\/201410\/48162_2159527530_600_450.webp","900":".\/cache\/120\/attach\/201410\/48162_2159527530_800_600.webp","1200":".\/cache\/120\/attach\/201410\/48162_2159527530_800_600.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2159527530,"files":{"original":{"url":".\/file\/120\/attach\/201410\/48162_2159527530.jpg","width":800,"height":600,"size":0}}}]}]]